«نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد» امامخميني(ره)
30 سال از انقلاباسلامي ايران ميگذرد، در تمام اين سه دهه روزهاي دشوار بسياري بر ملت ايران گذشته است و در كنار آن لحظههاي خوشي هم بود كه سبب شد مردم بيش از پيش اين انقلاب و نظام را از آن خود بدانند. روزهاي سختي هم تجربه شد كه ميتوانست هر نظامي را مايوس كند، اما به مدد پايههاي مستحكم انقلاب، ميراث امام و پشتوانه مردمي همه آن روزهاي سخت را پشت سر گذاشته بوديم.
اما اخيرا ردپاي يك جريان مشكوك در عرصه سياسي ديده ميشود. اين جريان مشكوك بيش از هر چيز تمام توان خود را براي ترور شخصيت ياران امام و اركان انقلاب به كار بسته است و در اين راه بدون هيچ پنهانكاري شمشيرها را از رو بسته است، گويي كه از هيچ قانون و مرجع قانوني نيز هراسي به دل راه نميدهد. به عنوان فردي كه در جريان تمام اين 30 سال، شاهد و ناظر آنچه بر مردم و انقلاب گذشته است بودهام، ميتوان بيترديد گفت كه اين جريان خطرناك درصدد است با تخريب نيروهاي انقلاب و چهرههاي شاخص، جريان ديگري را روي كار بياورد، جرياني كه از افرادي فاقد هويت روشن و بدون درايت سياسي و روحيه مليگرايي حمايت ميكند، در واقع تفكري كه اين جريان به حمايت از آن برخاسته است بيش از هر چيز خلاف انديشههاي سياسي حضرت امام(ره) حركت ميكند و درصدد است خط فكري ديگري را جايگزين آن كند. اين طيف با در دست داشتن رسانههايي كه بيش از هر چيز كمر به تخريب بستهاند، كار خود را پيش ميبرد، آنها به هر دروغ و افترايي متوسل ميشوند و در مقابل خود را پشت سنگر ولايتمداري پنهان ميكنند. از مولفههاي اصلي اين طيف بايد به برخورد خشونتآميز، ادبيات تحكمآميز، دروغپردازي، خدانترسي و... اشاره كرد، در واقع سنگر گرفتن اين طيف در پشت ويترين ولايتمداري، بيش از هر چيز به اصل ولايت فقيه آسيب ميزند.
در اين ميان هر شنوندهاي كه اندكي به تاريخ معاصر نگريسته باشد، به اين نتيجه قطعي ميرسد كه اين جريان ريشه در انديشههاي انجمن حجتيه و به تعبير امام خميني اسلام آمريكايي دارد. تخريبهاي رسانههاي آنها ديگر آنقدر بياعتبار شده است كه حتي چهرههاي انقلاب واكنشي نسبت به آن نشان نميدهند، زيرا اين اتهامات چنان بياساس است كه جاي بحث ندارد. اما نكته نگرانكننده در اين جريان ايجاد فرهنگ دروغ و افترازني آن هم در رسانههاي دولتي است، اين دوستان حتي لحظهاي فكر نكردهاند كه ممكن است اين ماري كه در آستين پرورش ميدهند يك روز بازوي خودشان را نيش بزند؟ آنها همچنان براين خيال واهي سوارند كه با به زمين زدن نيروهاي انقلاب عرصه را براي ورود چهرههاي بيهويت و يك شبه برآمده از پستوي نهان فراهم ميكنند. اما گلهاي از اين رسانهها نيست زيرا ذات غيراخلاقي آنها بر هيچكس پوشيده نيست، حرف بر سر جريانهاي اصولگرايي است كه خواهان آشتي ملي هستند و به راحتي اجازه ميدهند رسانههاي اينچنيني كه منتسب به اصولگرايان است، بيمحابا همه ارزشها را در هم بكوبد. اما اگر واقعا ميخواهند به وفاقي نيمبند برسند، در قدم اول چرا تكليف رسانههاي هتاك را روشن نميكنند، چرا از اين رسانهها اعلام برائت نميكنند و چرا نميگذارند صداي چهرههاي انقلابي كه حالا با اتهامهاي غيرقانوني و غيرشرعي به گوشهاي رانده شدهاند به گوش ملت برسد؟ اول برادريتان را ثابت كنيد، دوستان تا بعد برسيم به وفاق، توافق يا حتي آشتي…
مجيد انصاري
30 سال از انقلاباسلامي ايران ميگذرد، در تمام اين سه دهه روزهاي دشوار بسياري بر ملت ايران گذشته است و در كنار آن لحظههاي خوشي هم بود كه سبب شد مردم بيش از پيش اين انقلاب و نظام را از آن خود بدانند. روزهاي سختي هم تجربه شد كه ميتوانست هر نظامي را مايوس كند، اما به مدد پايههاي مستحكم انقلاب، ميراث امام و پشتوانه مردمي همه آن روزهاي سخت را پشت سر گذاشته بوديم.
اما اخيرا ردپاي يك جريان مشكوك در عرصه سياسي ديده ميشود. اين جريان مشكوك بيش از هر چيز تمام توان خود را براي ترور شخصيت ياران امام و اركان انقلاب به كار بسته است و در اين راه بدون هيچ پنهانكاري شمشيرها را از رو بسته است، گويي كه از هيچ قانون و مرجع قانوني نيز هراسي به دل راه نميدهد. به عنوان فردي كه در جريان تمام اين 30 سال، شاهد و ناظر آنچه بر مردم و انقلاب گذشته است بودهام، ميتوان بيترديد گفت كه اين جريان خطرناك درصدد است با تخريب نيروهاي انقلاب و چهرههاي شاخص، جريان ديگري را روي كار بياورد، جرياني كه از افرادي فاقد هويت روشن و بدون درايت سياسي و روحيه مليگرايي حمايت ميكند، در واقع تفكري كه اين جريان به حمايت از آن برخاسته است بيش از هر چيز خلاف انديشههاي سياسي حضرت امام(ره) حركت ميكند و درصدد است خط فكري ديگري را جايگزين آن كند. اين طيف با در دست داشتن رسانههايي كه بيش از هر چيز كمر به تخريب بستهاند، كار خود را پيش ميبرد، آنها به هر دروغ و افترايي متوسل ميشوند و در مقابل خود را پشت سنگر ولايتمداري پنهان ميكنند. از مولفههاي اصلي اين طيف بايد به برخورد خشونتآميز، ادبيات تحكمآميز، دروغپردازي، خدانترسي و... اشاره كرد، در واقع سنگر گرفتن اين طيف در پشت ويترين ولايتمداري، بيش از هر چيز به اصل ولايت فقيه آسيب ميزند.
در اين ميان هر شنوندهاي كه اندكي به تاريخ معاصر نگريسته باشد، به اين نتيجه قطعي ميرسد كه اين جريان ريشه در انديشههاي انجمن حجتيه و به تعبير امام خميني اسلام آمريكايي دارد. تخريبهاي رسانههاي آنها ديگر آنقدر بياعتبار شده است كه حتي چهرههاي انقلاب واكنشي نسبت به آن نشان نميدهند، زيرا اين اتهامات چنان بياساس است كه جاي بحث ندارد. اما نكته نگرانكننده در اين جريان ايجاد فرهنگ دروغ و افترازني آن هم در رسانههاي دولتي است، اين دوستان حتي لحظهاي فكر نكردهاند كه ممكن است اين ماري كه در آستين پرورش ميدهند يك روز بازوي خودشان را نيش بزند؟ آنها همچنان براين خيال واهي سوارند كه با به زمين زدن نيروهاي انقلاب عرصه را براي ورود چهرههاي بيهويت و يك شبه برآمده از پستوي نهان فراهم ميكنند. اما گلهاي از اين رسانهها نيست زيرا ذات غيراخلاقي آنها بر هيچكس پوشيده نيست، حرف بر سر جريانهاي اصولگرايي است كه خواهان آشتي ملي هستند و به راحتي اجازه ميدهند رسانههاي اينچنيني كه منتسب به اصولگرايان است، بيمحابا همه ارزشها را در هم بكوبد. اما اگر واقعا ميخواهند به وفاقي نيمبند برسند، در قدم اول چرا تكليف رسانههاي هتاك را روشن نميكنند، چرا از اين رسانهها اعلام برائت نميكنند و چرا نميگذارند صداي چهرههاي انقلابي كه حالا با اتهامهاي غيرقانوني و غيرشرعي به گوشهاي رانده شدهاند به گوش ملت برسد؟ اول برادريتان را ثابت كنيد، دوستان تا بعد برسيم به وفاق، توافق يا حتي آشتي…
مجيد انصاري
ادامه مطلب
